روزنگاری های زوج مسلمان دانشجو
... 
نويسندگان
<
سلام 

چه خاکی گرفته اینجارو خدایا!

یکساله مشغله ی زندگی منو از خونمون غافل کرده

انشاالله توفیق باشه دوباره به یاد دوران دانشجویی و خوابگاه و قطار تهران مشهد شروع کنیم به نوشتن

1/12/92 شروع خدمت سربازی من بود و الان الحمدلله به لطف خدا مشهدم

وبلاگو که دیدم با دیدن مطلب "یاد باد آن روزگاران یاد باد" هوایی شدم

درست 2سال پیش توی همچین روزایی توی شهر پیغمبر قدم می زدیم، خدایا شکرت

اللهم عجل لولیک الفرج

[ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 19:4 ] [ مهتم ]

سلام 

اگه قسمت امکانات رو پخش کنین صوت نماز امام جماعت مسجدالحرامه

یکسال به همین زودی گذشت و هربار که این صوت رو میشنوم کعبه ی مکرمه جلوی چشمام ظاهر میشه و یاد اون روزای رویایی میفتم

سال گذشته مثل امروزی، مدینةالنبی رو با تمام خاطراتش و در کنار همسر بهشتی زندگی شیرینمون با ذکر یا أبانا استغفرلنا خطاب به صاحب قبةالخضرای نبوی و با چشمان اشک آلود به مقصد مسجدالحرام ترک کردیم...

7روز تمام مهمان رسول عزیز اسلام بودیم و روی بال ملائک قدم میزدیم

یاد أبویاسر این شیعه خالص حضرت زهرا بخیر، 2-3روز برامون وقت گذاشت و میگفت شما مهمان حضرت زهرایید. خدا حفظش کنه بحق حضرت زهرا(س)

روزهای اول زیاد به عکس و فیلم گرفتن فکر نمیکردیم و شایدم بد میدونستیم این کارو، اما خوب شد که عکس وفیلم گرفتیم تا مثل حالایی با دیدنشون یادمون باشه کجارفتیم و کجا سیر کردیم توی بهترین زمانی که هر آدمی میتونه بره

خدایا ممنونتم...

حج من یکی که مطمئنا مقبول نبوده که آدم نشدم اما حداقلش برام این بوده که به معنای واقعی کلمه تشنه شدم. تشنه ی توفیق دوباره برای رفتن به سرزمین رویاها

یکی از روزا که جلوی کعبه نماز جماعت میخوندیم با گوشیم صدای امام جماعت خوش صدایی رو که تازه اسمشو فهمیدیم (ماهرالمعیقلی) ضبط کردم و هربار که گوش میکنم دلم واقعا هوایی میشه

با ریحانه ی بهشتی زندگیم فهمیدیم که ایشون یک سایت اختصاصی دارن. وقتی رفتیم از دیدن صوت همه ی سوره ها از خوشحالی چشمامون گرد شد! کلی از سوره ها رو دانلود کردیم

ان شاءالله خدا نور ایمان حقیقی و نور اهل بیت رو به دلشون بندازه

خدا توفیق بده سفرنامه مون رو کم کم روی وبلاگمون می ذاریم

اخبار لحظه به لحظه ی سفرمون رو نوشتیم

از لحظه سوار شدن به هواپیما ،دیدن جده از روی هوا، نشستن توی فرودگاه جده و ...

اللهم عجل لولیک الفرج


[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 0:46 ] [ سید ]
جمله ی محبوب و همیشگی ام را نمی توانم بنویسم!

نمی توانم بنویسم که او را...

آخر ...

مرد بودن سخت است...

گفتنش آسان ولی تجربه اش سخت است...

گاهی زندگی سخت می شود و فشاری بسیار به انسان وارد می شود

ولی بودن یک پشتیبان و همراه و همیار فشار را بی اثر می کند

و گاهی زندگی بر هر دو کبوتر عاشق سخت می شود

تحمل سختی زندگی وقتی طاقت فرسا می شود که بدانی فشار بر کبوتر زندگیت از بابت توست

آنجاست که از دیدن فشار و آزردگی محبوبت، فشاری دو چندان بر تو وارد می شود

روزهای سختی ست...

وقتی صبوری و شکیبایی اش را می بینی شرمنده می شوی و کم کاری هایت در ذهن مجسم می شود

بخش اعظمی از زندگی باید صرف جبران خوبی هایش شود و پاک کردن تلخی ها...

اینجاست که به وجود نازنین آقای منتظر شدیدا احساس نیاز می کنی و دلت را آرام می کند پس از اینکه طوفانی شده...

آفـتابا  آسـمـان زنـدگـی ابـری بـود بـی یـاد تـو

گر نمیبودی بهنگام مشاکل کی بدم دلشاد تـو

معتقد باشم که بی عطروجودت زندگی ابتر بود

قـریـه ی امـیـد من در زنـدگـی آقـا بـود آبـاد تـو

اللهم عجل لولیک الفرج


[ دوشنبه سی ام بهمن 1391 ] [ 15:9 ] [ سید ]
امروز : ۷ دی ۹۱

ساعت ۱۶:۱۸

مکان: منزل پدری بانو ( اتاق بانو)

آقایی: بانووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو!!!!!!!!!!

بانو: بلهههههههههههههههههههههههههههههههههههه!!!!!

آقایی با عجله فراوان برای رسیدن به قراری که در حرم دارند می خواهند از منزل خارج می شوند و در همین حال می گن: وسط کتاب ریاضی مهندسی م یک چیزی هست برداریدش.

بانو: چیزی؟! چشم

بانو وقتی کتاب را باز می کند وسط کتاب هیچ چیز نمی بیند جز برگه خوش رنگی که مطمئن است پر از حرفهای خوب است و قرار مثل خیلی وقت های دیگه نیش هایش را تا بنا گوش باز کند.

آقایی بعد از چند خط تعریف و تمجید هایی که بانو شایسته ی هیچ کدام نیست نوشته است:

نامه نگاری های عاشقانه علت و مناسبت خاصی نمی طلبد و صد البته دوری را نیز

و دوبار ه بعد از خط حرفهای مهربانانه ی دیگر نوشته اند :

دوران تحمل دوری ها و هجران روی به طوس!!! سپری گشت و دوره ای جدید در حال شروع شدن است...

دوران باهم بودن و زندگی زیر یک سقف٬ دوران استقلا داشتن ٬ باهم تصمیم گرفتن٬ با هم رفتن و باهم آمدن

کمربندت را محکم کن که چندی دیگر زندگی ایده آلمان شروع خواهد شد همان که هر دویمان در ذهن می پوراندیمش

                        علوی٬ فاطمی٬ ایمانی٬ متمدنانه٬ و یک الگوی تمام عیار

ان شاالله به لطف خدا و دعای صاحب عصر ع و جد کریمشان آقای رئوف

 

         نگاشته شده در شبی سرد از شب های دی ماه ۹۱ توسط خوشبخت ترین مرد دنیا" سیدمهدی"

 

*****************************************************************

این روزها شدیدا درگیر کارهای مراسمی هستیم که قرار است بعد از کنکور دکتری برگزار شود و آغازی باشد برای سقف مشترک مان

و همین هم هست که در این مدت مامان و بابا را هم بیشتر از همیشه به زحمت انداخته ایم .

[ پنجشنبه هفتم دی 1391 ] [ 16:29 ] [ مهتم ]
سلام رفيق جان

اين هم مطلب لباس مشکی

ببخش به خاطر دير شدن

برو به ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه هفتم آبان 1391 ] [ 13:14 ] [ مهتم ]
سلام

بعد از یکی دو هفته دوباره به خونه مجازیمون سر زدم تا یک پست بذارم

محرک و علت این پست هم یک آموزگار کودکان استثنایی بود که میخواست مفهوم خطرناک بودن یک عمل رو به مخاطبان کندذهن منتقل کنه

معلم بیچاره خیلی جدی برای بچه ها صحبت میکنه و فکر میکنه با این کار بهترین راه رو برای انتقال مطلب انتخاب کرده!

اسم این آقا معلم که اکثر بچه های شر و تخس میشناسنش  وباهاش سرو سری دارن بنیامینه!

عکس "واقعی" زیر آقا معلم رو در حال انتقال مطلب نشون میده:

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این عکس کودک کش معروفه توی نشست سازمان ملل؛ که فکر میکنه سران کشورهای جهان کودکان کندذهنی هستند که بمب های هسته ای اسرائیل رو نمیبینند و باید با این نقاشی ساده بهشون خطرناک بودن برنامه صلح آمیز هسته ای ایران رو بفهمونه!

جالبه که این عمل آقای نخست وزیر با استقبال رسانه های جهان مواجه شده!!!

اینم عکس هائیه که توی رسانه های دنیا و حتی خود اسرائیل در چند ساعت گذشته برای تمسخر نخست وزیر اسرائیل منتشر شده:

*********************************************************

********************************************************

********************************************************

********************************************************

**********************************************************

*********************************************************

این عکس ها آدم رو یاد آیه ی قرآن میندازه به این مضمون که:

...مادشمنان را از احمق ها قرار دادیم...

*********************************************************

نکته جالب:

واشنگتن پست نوشت: اگر نتانیاهو بدون تأمل کافی این نقاشی را انتخاب کرده باشد، به یک گزینه ترحم انگیز روی آورده است زیرا در عصراینترنت او انتخابی کرده که برای زمان جهالت خوب بود، اما اگر با تأمل این نقاشی را آورد که با کشیدن خط قرمز آن را تکمیل کند، بلاهت کرده است.

[ شنبه هشتم مهر 1391 ] [ 12:19 ] [ سید ]

این روزها مهدی آقا حسابی درگیر پروژه و پایان نامه هستند و به قول بعضی از دوستانم بیشتر وقتشان را با لپ تاپ می گذرانند تا من!!!!!!!!!!!

یادم هست در جلسه خواستگاری  گفتند که علاقه عجیب و فراوانی به شهید چمران دارند.

و از نوجوانی آرزو می کردند آینده و عاقبتی مثل چمران داشته باشند.

متن زیر را چند شب پیش اول کتاب " لبنان" از شهید چمران نوشتم و تقدیم کردم به آقایی عزیز و مهربانم.

راستی! خدا قوت مهدی جان

****************************************************************

وقتي همه تلاشت را به كار بگيري تا در درسهايت سرآمد باشي . و از اين تلاشها نتيجه هم بگيري و دكتري رشته ات را از يك دانشگاه معتبر دريافت كني.

وقتي صداي مظلوميت مسلمانان به گوش ت مي رسد بي خيال مرزهاي جغرافيايي دل به دريا بزونی و بروي لبنان

وقتي كشورت که به تو نیاز پیدا کرد خواه وزير دفاع و خواه چريك جبهه هاي خوزستان و كردستان. تو باز هم دلت را دريا  كني و بیایی.

اصلا چرا اين همه حرف بزنم، بگذار ساده بگويم. وقتي " تكليف" هايت زندگي ات را بسازد و در يك كلام " مامور به وظيفه شوي" آن گاه تو هستي كه براي دين ت و كشورت دوباره " چمران" شده اي.

به امید شهادتت همسفر جان

 

[ شنبه هجدهم شهریور 1391 ] [ 15:22 ] [ مهتم ]

این پست شاید بهانه اش دومین سالگرد عقدمان باشد . اما علتش نا باوری من است

می نویسم برای وقتی که باورم نمی شود دو ساله شده ام ...

دیشب دوباره من و مهدی مهربان و جشن دونفره ای پر از غافلگیریهورا و  هدیه و ...

دوباره شبگردی های دونفره و پارک و ...

دوباره عشق من به آقایی بی نظیر و ...

این هم عکس کیک جشن مون

شعر زیر هم برای نگاه نعم العون زندگی ام  برای آقا سیدمهدی

وقتي چشم هاي سياهت دچار شد

غلتي زد آسمان و زمستان بهار شد

هر چوب خشك ني شد و هر شاخه عود

آوندهاي يخ زده سيمِ تار شد

هر سيب نارسي كه سرِ شاخه مانده بود

دستي به گونه هات كشيد و انار شد

هر جوجه ي كلاغ كبوتر شد و پريد

در باغ هر پرنده كه پر زد هَزار شد

تو آمدي و بركه ي من رودخانه شد

رود عظيم خم شد و يك آبشار شد

آبي به زير پوستِ دنيا دويد و باز

غلتي زد آسمان و زمستان بهار شد

**********************************************************

یادش بخیر دوسال پیش مثل این لحظات از شدت استرس صدای ضربان قلبم را می شنیدم.

راستی نامه ی دیشب واقعا با همه ی نامه هایتان فرق داشت. الکی نبود که اشکم را در آورد .

مهدی آقا ! خیییییییییییییییلی دوستون دارم. خیییییییییلی بیشتر از دوسال پیش.

قرار دلم! خییییییییلی بی نظیرید.

دوسالگی مون مبارک

[ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ] [ 0:29 ] [ بانو ]
 

 

 

 

این عکس را عجیب دوست دارم. خییییییییییییییییییییییییلی

 * اینجا اگر نخلی بمیرد ایستادست

این شیوه ی مردانگی با ما ست تا صبح
 
حتی اگر بیدی بیافتد ،اوفتادست
 
یک بید دیگر جای او برخواست تا صبح
 
               ****************************************************
 
* مدتی ست که یک عالمه حرف برای نوشتن دارم اما مجالش را ندارم.
 
* توفیق ها خییییییییییییییییییییییلی یواشکی سراغ آدم می آیند. باید زرنگ باشم و قدر بدانم
 
* آقایی! دلم به وسعت همه ی دنیا تنگ می شود برایتان حتی اگر یک ساعت از رفتن تان گذشته باشد چه برسد به اینکه مثل الان که دلم هزار بار بیشتر تنگ است.
 
* هیچ وقت صحبت تلفنی جای خالی تان را پر نمی کند.
 
* کتاب نصر الله " از محمد رضا زائری را دارم می خوانم و کیف می کنم از شخصیت سید حسن نصر الله
 
* خیییییییییییییییییییییییییییلی حرف دارم. خدایا ! اندکی مجال برای نوشتن ...
 
                                                                                                                                 نوشته شده توسط بانو
[ پنجشنبه دوم شهریور 1391 ] [ 0:4 ] [ مهتم ]
سلام

دیشب ساعت ۱۱ خوابگاه خواجه عبدالله رو به مقصد طوس ترک کردم و یکی دو ساعت پیش هم رسیدم

پیشرفت پایان نامه بد نیست اما خوبم نیست چون باید تا آخر شهریور دفاع کنمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ان شاءالله با عنایت امام رضا (ع) تمومش میکنم

شب قدر اول تلف شد چون خوابگاه بودم

تاکه نالان و مشوش میشودخاطر ز صعب زندگی

                    یا که نفسم از پی ایمان ناقـص میکند یکدندگی

میکنم عزم زیارت تا که آیم در برت موسـی الرضا

                    صحن کهنه یاکه گوهرشادتوملجا شودبر بندگی

شبهای ۲۱و۲۳ اما با همسفر دلبندم تا خدا، شبهای قدرو در جوار سلطان سریر ارتضاء  میگذرونیم.

دیشب توی قطار یک پیرمردی بود که با هم هم صحبت شدیم؛ گفتم اگر برگردید به ۲۵ سالگی چه می کنید؟ مکثی کرد و گفت: تمام تلاشم رو می کنم و درس می خوانم...قابل تامل بود!

چند روزیست فکرهایی به سرم زده که به موقعش و با عنایات خاصه سلطان خراسان تصمیمات خوبی برای آینده میگیرم...

خوب جمعه در پیش است..

از حضرت زهرا (س) نقل است که در غروب جمعه کنیزشان را به پشت بام میفرستادند و میفرمودند وقتی نصف خورشید پنهان شد حضرت را خبردار کنند تا دعا کنند و میفرمودند دعا در این هنگام مستجاب است.

به نظرم با اولویت ترین دعا تو زمان ما، دعا برای مشکل امام تنها و غریبمونه؛ که در انتظار دعاهای من و شماست تا قفل زندان انتظارشون باز شه...

مادرت زهرا بگفتا جمعه ها وقت غروب

                                 حل شودهرمشکلی ازسوی غفارالذنوب

ده تو توفیق دعادر جمعه هابراین حقیر

                                 تا کـه اللـهم عجـل گـویم ای آقـای خوب

اللهــــــــــــم عجـــــــــــــل لولـــــــــــــیک الفــــــــــــــرج...

 

[ پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 ] [ 14:40 ] [ سید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وَ إِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ
بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا
سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

همسایه امام رضاییم و همه زندگی مان را از خورشید خراسان داریم .
اینجا یک سقف مشترک مجازی است که قبل از سقف مشترک حقیقی مان راه اندازی شده ست .
بهانه ای برای خط خطی کردن فاصله قریب به هزار کیلومتری مشهد-تهران . برای سرک کشیدن به دغدغه های هم . برای بیان حرف هایی که با زبان انس نمیگیرند و با قلم آشنا ترند ( امروزی اش میشود کیبورد ! ) .
یکی برایمان دعا کرد : الهی پایان زندگی عاشقانه و آرامتون شهادت باشه هردوتون باهم .
نیاز به دعا داریم هرچه باشد دراز است ره مقصد و ما نوسفریم .
(لازم به ذکره که سقف حقیقی مشترکمان به لطف خدا پس از 2سال و نیم در 25اسفند91 راه اندازی شد)
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
ت (1)

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت